از تو،

از تو،
دلگیرم،
و از دست خودم بیزارم،
امشب اندازه ی یک عمر شکایت دارم،
گر چه از جنس کویر است نگاهم اما،
مثل ابری که دلش تنگ شده می بارم،
ناگهان رفتی و دیوار به دیوارم ریخت،
باز بر شانه ی بی جان خودم آوارم،
بی تو این ثانیه ها می گذرد اما سخت،
بی تو شبهای زیادی ست که من بیدارم،
حال من حال خوشی نیست دلم می لرزد،
وای بر حال منو حال دل بیمارم،
ه😢😢💔💔ه
دیدگاه ها (۲)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

عاشقانه های شبنم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

مرد بی رحم

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط