#آمــــدم تا به نفســـهای تو عـــــــادت بکنم

#آمــــدم تا به نفســـهای تو عـــــــادت بکنم
هـر نفـــــــس گرم تر از قبل صدایت بکنم

آمـــدم آیــه شــــــــوی واژه به واژه تا من
از هــــمه غـــــیر تـــو اعــــلام برائت بکنم

بی تـو دلگیر ترین ثانیه ها سهم من است
حقـــــم این نیست که با گریه رقابت بکنم

کارم این اســت که سرگرم خیالت شَوَم و
به هـر آن کس که تو را دید حسادت بکنم

بــــی تو مــــــن شـــعر ندارم بنویسم باید
همــــــــه ی ثانیه ها ذکـــــر مصیـبت بکنم
دیدگاه ها (۴)

روزی خواهد رسید که این چهره، این موها و این زیبایی، همه را ب...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

My lovely neighbor part : 48

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒صبح روز بعدمانیا طبق معمول با سینی غذا و...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

رز آبی پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط