مافیای قاتل من
مافیای قاتل من
پارت۲۴
آت:چیکار میکنی(گریه)
کوک:هوییی چیکار میکنی
دکتر:باید لباسش رو دربیارم که زخمش رو ببینم
کوک:به یه پرستار خانم بگو بیاد
دکتر:چشم زنگ میزنه به یه پرستار خانم
این دکتر میره و پرستار میاد
پرستار:نمیخواین برین بیرون میخوام لباسش رو دربیارم(رو به کوک)
کوک:زنمه اشکال نداره
پرستار :آهان خوب پس
آت به کوک یه نگاه میکنه بعد سرش رو میندازه پایین
شروع میکنه به در آوردن لباساش ولی اینم بگم که نیم تنه داره با یه شلوارک سیاه
پرستار:خیلی زخماش عمیقه باید بخیه بخوره
آت:چییی نه نمیخوام
پرستار: ولی اینجوری بمونه بیشتر درد میکنه همچنین عفونت میکنه و جاش میمونه
آت:نه بخیه درد داره(گریه)
پرستار:بی حسی میزنیم
آت:من حساسیت دارم
پرستار:آقای جئون باید کمکم کنید
کوک:چه کمکی؟
پرستار:باید زخم های کمرش رو بخیه بزنم زخم های کمرش عمیقه لبه تخت میشینن باید نگهش دارین تا تکون نخوره من بتونم بخیه بزنم
کوک:اوکی
آت:نه نمیخوامممممم
کوک:آت
کوک آت رو میاره لبه تخت میشونه و سر آت رو میزاره رو سینش و دستش رو میگیره
پرستار هم شروع به کارش میکنه
آت:اییییییییی (جیغ و گریه)
کوک:هیسس
آت (گریه شدید) دست کوک رو محکم فشار میده
ویو کوک:
آت اونقدر گریه کرد دلم براش سوخت حتما خیلی درد داره منم بدون بی حسی بخیه زدن رو حس کردم واقعا دردناکه (به خاطر اینکه مافیا هست تو بعضی از ماموریت ها که زخمی شده مجبور شده بدون بی حسی بخیه بزنه)
پرستار:خوب دیگه تمومه آقای جئون بهتره پیششون باشین غذا های مفید بدین بهش تا زودتر زخم ها درمان بشن من دیگه کارم تمومه
پرستار میره
آت:ازت متنفرم جئون(گریه)
ادامه دارد....
شرایط:
۱۰ لایک
۴۰ کامنت
۳ بازنشر
حمایت هاتون رو ببینم فرشته ها🥹🦋
پارت۲۴
آت:چیکار میکنی(گریه)
کوک:هوییی چیکار میکنی
دکتر:باید لباسش رو دربیارم که زخمش رو ببینم
کوک:به یه پرستار خانم بگو بیاد
دکتر:چشم زنگ میزنه به یه پرستار خانم
این دکتر میره و پرستار میاد
پرستار:نمیخواین برین بیرون میخوام لباسش رو دربیارم(رو به کوک)
کوک:زنمه اشکال نداره
پرستار :آهان خوب پس
آت به کوک یه نگاه میکنه بعد سرش رو میندازه پایین
شروع میکنه به در آوردن لباساش ولی اینم بگم که نیم تنه داره با یه شلوارک سیاه
پرستار:خیلی زخماش عمیقه باید بخیه بخوره
آت:چییی نه نمیخوام
پرستار: ولی اینجوری بمونه بیشتر درد میکنه همچنین عفونت میکنه و جاش میمونه
آت:نه بخیه درد داره(گریه)
پرستار:بی حسی میزنیم
آت:من حساسیت دارم
پرستار:آقای جئون باید کمکم کنید
کوک:چه کمکی؟
پرستار:باید زخم های کمرش رو بخیه بزنم زخم های کمرش عمیقه لبه تخت میشینن باید نگهش دارین تا تکون نخوره من بتونم بخیه بزنم
کوک:اوکی
آت:نه نمیخوامممممم
کوک:آت
کوک آت رو میاره لبه تخت میشونه و سر آت رو میزاره رو سینش و دستش رو میگیره
پرستار هم شروع به کارش میکنه
آت:اییییییییی (جیغ و گریه)
کوک:هیسس
آت (گریه شدید) دست کوک رو محکم فشار میده
ویو کوک:
آت اونقدر گریه کرد دلم براش سوخت حتما خیلی درد داره منم بدون بی حسی بخیه زدن رو حس کردم واقعا دردناکه (به خاطر اینکه مافیا هست تو بعضی از ماموریت ها که زخمی شده مجبور شده بدون بی حسی بخیه بزنه)
پرستار:خوب دیگه تمومه آقای جئون بهتره پیششون باشین غذا های مفید بدین بهش تا زودتر زخم ها درمان بشن من دیگه کارم تمومه
پرستار میره
آت:ازت متنفرم جئون(گریه)
ادامه دارد....
شرایط:
۱۰ لایک
۴۰ کامنت
۳ بازنشر
حمایت هاتون رو ببینم فرشته ها🥹🦋
- ۱۱.۸k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط