جیمین کجاست عصبی
22.
جیمین: کجاست ؟( عصبی )
ات :عوفففف چرا چرت و پرت میگی کی کجاست
جیمین: تو اتاقه نه؟ به سمت اتاق رفت
ا.ت: دنبالش رفت کجا میری میگم کسی نیست چرا باور نمیکنی
جیمین: گوشه به گوشه
اتاق رو میگشت اما کسی نبود بدون اهمیت به حرفای ا.ت به اتاق مادرش رفت
ات :مامانم خوابیده بیا بیرون...مگه با تو نیس..... (عصبی )
کوک: هوی بچه مگه بهت نمیگه مامانش خوابیده (جدی )
جیمین :*متعجب برگشت به سمتش و به سمتش رفت و خنده عصبی کرد
جیمین :که اینطور (خنده عصبی )
ا.ت: آ آ اقای م مدیر ....( هول)
کوک: بیا بیرون اتاق صحبت میکنیم مادرش حالش خوب نیست (جدی )
جیمین: بدون حرفی از اتاق خارج شد
کوک :*بدون حرفی رو به روش ایستاد و جز خیره شدن بهم کار نمیکردن
ا.ت: از نگاه هاشون میشد فهمید که قراره اتفاقای خوبی نیوفته
بدجوری ترسیده بودم نمیدونستم چیکار کنم پس رفتم جلوشون قرار گرفتم و دوتا دستمو بردم بالا .... هی هی بست کنین اینطوری
به هم نگاه نکنین سعی کنید آروم با.......
جیمین : خفه شو ( عصبی )
کوک :درست صحبت کن باهاش (جدی )
جیمین: آقای جنون من هر طور دلم بخواد با دختر عموم صحبت
میکنم.... بعدشم شما تو خونه دختر عموی من چیکار میکنین؟ (عصبی )
کوک :(خنده عصبی )
ات : جیمین (استرس)
جیمین: بهت گفتم خفه شو... عصبی است)
کوک: نمیخوای بدونی اینجا چی؟
جیمین: کجاست ؟( عصبی )
ات :عوفففف چرا چرت و پرت میگی کی کجاست
جیمین: تو اتاقه نه؟ به سمت اتاق رفت
ا.ت: دنبالش رفت کجا میری میگم کسی نیست چرا باور نمیکنی
جیمین: گوشه به گوشه
اتاق رو میگشت اما کسی نبود بدون اهمیت به حرفای ا.ت به اتاق مادرش رفت
ات :مامانم خوابیده بیا بیرون...مگه با تو نیس..... (عصبی )
کوک: هوی بچه مگه بهت نمیگه مامانش خوابیده (جدی )
جیمین :*متعجب برگشت به سمتش و به سمتش رفت و خنده عصبی کرد
جیمین :که اینطور (خنده عصبی )
ا.ت: آ آ اقای م مدیر ....( هول)
کوک: بیا بیرون اتاق صحبت میکنیم مادرش حالش خوب نیست (جدی )
جیمین: بدون حرفی از اتاق خارج شد
کوک :*بدون حرفی رو به روش ایستاد و جز خیره شدن بهم کار نمیکردن
ا.ت: از نگاه هاشون میشد فهمید که قراره اتفاقای خوبی نیوفته
بدجوری ترسیده بودم نمیدونستم چیکار کنم پس رفتم جلوشون قرار گرفتم و دوتا دستمو بردم بالا .... هی هی بست کنین اینطوری
به هم نگاه نکنین سعی کنید آروم با.......
جیمین : خفه شو ( عصبی )
کوک :درست صحبت کن باهاش (جدی )
جیمین: آقای جنون من هر طور دلم بخواد با دختر عموم صحبت
میکنم.... بعدشم شما تو خونه دختر عموی من چیکار میکنین؟ (عصبی )
کوک :(خنده عصبی )
ات : جیمین (استرس)
جیمین: بهت گفتم خفه شو... عصبی است)
کوک: نمیخوای بدونی اینجا چی؟
- ۱۵.۳k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط