سلام

هاها اره من زندم
به صورت عجیبی اکانتم از مسدودی در اومد
باز اوم‌ـــ
و یه چیز دیگه هم هست که باید بگم
درباره تمام افراد نزدیک بهم هستش

من همیشه برای صحبت البته که هستم اما
اگر یکی تون این پست رو داره میخونه باید بگم ما دیگه دوستی و یا چیزی بینمون وجود نداره
نه اینکه بگم بدم میاد نه و البته که هنوز دوستیم
من برای صحبت هستم و هنوز هم دوستیم
اما من دیگه واقعا مسئولیت دوستی ندارم و فقط میتونم بگم حوصله این مسئولیت ها رو ندارم و نمیخوام کاری کنم ناراحت بشید پس
گرچه احتمال زیاد نمی‌بینید ولی خوب
بابت همه چیز که تا الان برام انجام دادی مرسی
خوش گذشت و ممنون برای خاطرات
^^
دیدگاه ها (۱۳)

فوری

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

پارت ۸ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا انیا و دامیل تنها شدن گ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 28چند روز تا دادگاه مونده بوداِما بیش...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

٠ ⋮ ⌗ ┆‌‌𝖼݁ꨲ𝗋𝖾𝖺𝗍𝗂𝗏︎𝖾 𝗌𝗈𝗎𝗅︎‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط