سلام بر تو در شبی که نگرانی مهیب همیشگیت ناگهان واقعی می

سلام بر تو، در شبی که نگرانی مهیب همیشگیت ناگهان واقعی می‌شود، و کسی را نداری تا با او حرف بزنی.
سلام بر قلب آزرده‌ات، و بر نفس تنگت، و بر اندوهی که تا صبح استخوان دلت را هزاربار خواهد شکست...
دیدگاه ها (۰)

تمامِ هفتهمي دوي مي دوي مي دويتا به پايان برسدبعد گوشه اي مي...

در من کوچه‌ای‌ستکه با تو در آن نگشته‌ام...سفری‌ستکه با توهنو...

نازهای یک زنهمیشه تازگی داردربطی به سن و سالش نداردفقط کسی ب...

#سکه.بندازیم .....اگر... شیربود تومال مناگر.... خط بود من ما...

part 1

سه پارتی☆p.1تو سرت رو به شیشه تکیه دادی و نفس عمیق می‌کشی، س...

رمان مافیای گل سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط