ز آن آب باران هم هیچ

ز آن آب باران هم هیچ
نخوردم یک لیوان چاینع
به میدان شما گر کور شوم
دشمنانادن زور بولیی❤️‍🔥
می کشتی هم خودت بکش
نشو به ریختن خون ام راضع
💔
🩸
🩸
🩸
دیدگاه ها (۰)

تو برای کی شدی آفتابروشن کردی مرا همین رو🥀🍃🕊️نمی فهمیدم دگر ...

آن چیست ز گلستانی که پر می ریزد تو نمی دانی مگرز لعل لبان تو...

پروین تو برو به گوشه ای ساکت باشاین غصه ای در به دری دراز اس...

اخم اش چهل چهار میان ابرو شد چل چارآیی مگر شده میان زلو تو م...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط