هوا سرد است و

هوا سرد است و
آتشِ نگاهِ تو روشن...!

چایِ باران
در فنجانِ قهوه ای چشمم
دَم کشیده است ؛

نترس!
شانه ات را نزدیک تر کن
دردهایم از دهن افتاده اند...

#مینا_آقازاده
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

عاشقانه های شبنم

اسم:عشق مافیا شخصیت اصلی :جونگکوک-ات شخصیت های فرعی: پدر ات ...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط