بعضے آدم ها،

بعضے آدم ها،
زندگے نمی کنند
شخصیتشان را ریخته اند توے بطرےِ شیشه اے
از شیشه هایشان مراقبت می کنند!
اینها،
هیچ وقت بلند بلند نخندیده اند
هیچ وقت روے جدول کنار خیابان راه نرفته اند
هیچ وقت با ملچ مولوچ انگشت هاے دستشان را تمیز نکرده اند
اینها،
هیچ وقت عاشق نشده اند
اگر هم بشوند تا زمانے کِ طرف نگفته "دوستت دارم"
نمے گویند که "دوستت دارم"
اینها،
هیچ وقت زندگے نکرده اند...
دیدگاه ها (۱)

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

P : 28

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط