پدر پیرم باز رفته دریا امروز
پدر پیرم باز رفته دریا امروز
میوزد بادی سرد سوز می آید سوز
باز مثل هرروز خسته می آید او
مادرم میپرسد صید امروزت کو
مینشیند کنجی ناگهان میخندد
گوشه ی تورش را با نخی میبندد
خوب میدانم او خنده اش غم دارد
ماهی دریا را تور او کم دارد
کاش ماهی بودم در میان دریا
میشدم من امروز صید تور بابا
روزت مبارک بابای گللللم:-* :-*
میوزد بادی سرد سوز می آید سوز
باز مثل هرروز خسته می آید او
مادرم میپرسد صید امروزت کو
مینشیند کنجی ناگهان میخندد
گوشه ی تورش را با نخی میبندد
خوب میدانم او خنده اش غم دارد
ماهی دریا را تور او کم دارد
کاش ماهی بودم در میان دریا
میشدم من امروز صید تور بابا
روزت مبارک بابای گللللم:-* :-*
- ۸۵۶
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط