سر پُرشور مرا نِه شبی ای دوست به دامان،

سر پُرشور مرا نِه شبی ای دوست به دامان،

تا شوی فتنۀ ساز دلم و سوز نهانم!
دیدگاه ها (۳)

فضیلت حضور تو در جهان نه به جایگاه و موقعیت تو بلکه به سمت و...

آتشم در دل، ولی از شِکوه لب خاموش!!

در راه عشق هر عذابی که با توست عین صواب است و هرکه به رد و ق...

با یه طرح کهنه از دلخوشی هام، تک و تنها می رم از جاده ای که ...

سلام......حبیب

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط