ســه کام حـَـبـْس . . . !

ســه کام حـَـبـْس . . . !
به یاد این زندگی نـَحـْس . . . !
سه کام حـَـبْس . . . !
به یاد آرزوهایی که در حد آرزو گذشت . . . !
سه کام حبس . . . !
به یاد اون همه بغضی که فرو نشست . . . !
سه کام حـَـبْس . . . !
به یاد شبایی که بی تو گذشت . . . !
سه کام حبس . . . !
برای روزای خوشی که به خاطرات پیوست . . . !
سه کام حـَـبْس . . . !
به یاد روزایی که تو نسخی گذشت . . . !
سه کام حــَـبْس . . . !
به یاد اون همه خوبی که بد گذشت . . . !
سه کام حـَـبْس . . . !
برای عشقی که ازم گذشت . . . !
سه کام حبس . . . !
به یاد زندگی که برای ما درگذشت . . . !
سه کام
حـــَــبْس . . . !
سه کام حــَبْس . . . !
دیدگاه ها (۳)

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

پارت ۱۰۱

سناریو تهیونگ

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط