(استاد جذاب من) پارت نوزدهم

(استاد جذاب من) پارت نوزدهم
اخر هفته
(از زبان جیمین)
آخر هفته شده بود خواستم برم دنباله ا.ت که ا.ت زنگ زدو گفت بیا سریع بابام حالش خوب نیست سریع رفتم آمبولانس خبر کردم بردیمش دکتر عملش کردند
(از زبان ا.ت)
پدرم حالش خوب نبود مجبور بودن دوباره عملش کنن و جیمین همه پول رو داد و دکترا اومدن گفتن تسلیت میگم پدر شما فوت شد ما همه کار کردیم من باورم نمیشد که پدرمو از دست دادم
یک هفته بعد
مادرم هم حالش زیادی بعد از مرگ پدرم خوب نبود و گفت برو برام قرصامو بیار رفتم که بیارم دیدم مامانم مثل یه مجسمه وایساده با گریه جیمینو گفتم مامانم سریع بیا آمبولانس دوباره اومد و گفت اون سکته کرده چیزی نمیشه کرد اون فوت کرده تسلیت میگم من هم هنوز بعد از مرگ پدرم حالم خوب نشده بود چه برسه به مادرم
یک هفته بعد (حتما الان جیمین میمیره و ا.ت تنها میشه😂😂)
بعد از مرگ پدر و مادرم حالم خوب نبود ولی جیمین خیلی حواسش بهم بود یه لحظه هم ولم نمیکرد بهم گفت اگه میخوای عزیزم تا از سئول بریم که هیچ خاطره ای برات نمونه و گفتمش کجا مثلا گفت هر جا که گفتی گفتمش تو هم باهام میای گفتمش آره میام و یه بلیط به بانگکوک (قبلا گفتم پایتخت تایلند) گرفتیم و یکی زنگ زد جیمین گفت جونگ کوکه و جواب داد گفت که سریع بیا حاله تهیونگ خوب نیست گفت ا.ت ببخشید تو میتونی سوار هواپیما بشی بری هم از هواپیما در بیای یه محافظ میاد میبرتت خونه من هم هفته دیگه میام گفتمش نه باهم میریم گفت تو برو که حالت عوض بشه من بعد میام گفتم خب باشه
(از زبان جیمین)
بعد از اینکه ا.ت رفت سریع رفتم خونه تهیونگ گفتم چیشده جونگکوک گفت دوست دخترش ولش کرده
دیدگاه ها (۳)

(استاد جذاب من) پارت بیستمگفتمشون نمیتونستین اینو پشت تلفن ب...

(استاد جذاب من) پارت بیست و یکم(از زبان ا.ت) بهش گفتم تو این...

(استاد جذاب من) پارت هجدهم و رسیدیم سئول ا.ت از من دور شد و ...

(استاد جذاب من) پارت هفدهم و رفتیم خونه خسته بودیم خوابیدیم ...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

مثلث عشق۲

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط