my ex

my ex
p.40
e.1

نصفه‌شب بود. 
اتاق تو سکوت مطلق فرو رفته بود، فقط صدای نفس‌های آروم جونگ‌کوک شنیده می‌شد که از تخت خودش می‌اومد. ا.ت چشم‌هاش باز بود و به سقف خیره شده بود. سردردش برگشته بود، ولی این بار فرق داشت. یه فشار خفیف پشت چشم‌هاش و یه حس دلشوره که نمی‌تونست دقیق توضیحش بده.

یهو یه صدای ناله خیلی ضعیف از سمت تخت جونگ‌کوک اومد. 
ا.ت سریع برگشت سمتش. 
+جونگ‌کوک؟

هیچ جوابی نیومد. فقط یه صدای دیگه، این بار کمی بلندتر، مثل ناله کسی که خوابش پریشون شده.

ا.ت تردید کرد. 
می‌تونست نادیده بگیره. 
می‌تونست خودشو بزنه به خواب. 
ولی اون صدای پریشون، یه چیزی رو تو وجودش قلقلک داد. همون حس دلشوره.

نفس عمیقی کشید و آروم از تختش بیرون اومد. 
کف سرد اتاق زیر پاش پیچید. 
خیلی آروم رفت سمت تخت جونگ‌کوک.

جونگ‌کوک صورتش رو تو بالش پنهون کرده بود و هرازگاهی ناله خفیفی می‌کرد. 
ا.ت دستشو دراز کرد و خیلی آروم بازوشو لمس کرد. 
+جونگ‌کوک؟

جونگ‌کوک یه دفعه مثل فنر از جا پرید. 
چشم‌هاش گرد شده بود و نفس‌نفس می‌زد. 
یه لحظه فقط به ا.ت زل زد، انگار نمی‌شناختش. بعد سعی کرد آروم بشه.

+چیزی نیست.(آروم)

ا.ت دستشو برنداشت. 
+حالت خوبه؟ کابوس دیدی؟

جونگ‌کوک سرشو پایین انداخت و صورتشو با دستاش پوشوند. 
-آره. انگار.

صداش گرفته بود. 
ا.ت حس کرد دلش فشرده شد. 
+چی دیدی؟(آخه اوسکول آدم مگه میپرسه خواب چی دیدی؟)

جونگ‌کوک مکث طولانی کرد. 
-همون چیزا.

منظورش رو فهمید. 
همون روزهای لعنتی. 
همون روزی که ا.ت رو از خونه پرت کرده بود بیرون. 
همون حرف‌ها. 
همون خشونت.

ا.ت دستشو آروم‌تر روی بازوش کشید. 
+می‌دونم سخته.

جونگ‌کوک سرشو بلند کرد. 
چشم‌هاش از اشک برق می‌زد. 
-سخت نیست. جهنمه.(خودت کردی کوکی)

صداش می‌لرزید. 
-من… من همون آدم نبودم، ا.ت. قسم می‌خورم. ولی اون لحظه… اونقدر از خودم متنفر بودم که… که نمی‌دونستم دارم چی کار می‌کنم.

چند لحظه ساکت شد. 
-از وقتی اون اتفاق افتاد، هر شب همینه. انگار دارم دوباره همه اون لحظه‌ها رو زندگی می‌کنم. هم عصبانیتم، هم پشیمونیم… هم ترس از اینکه دیگه هیچ‌وقت نتونم درستش کنم.
دیدگاه ها (۲)

my exp.40e.2ا.ت حس کرد یه چیزی تو وجودش شکست.  اون همه نفرت،...

@rosaline_mh ایشون خیلی توی نوشتن اولین فیکم بهم کمک کردخیلی...

my exp.39e.3چند ثانیه سکوت.بعد جونگ‌کوک با همون صدای پایین گ...

my exp.39e.2ا.ت مستقیم به جونگ‌کوک نگاه کرد.  جونگ‌کوک برخلا...

"سرنوشت "فصل دومp,49...جونگ کوک مثل کسی که بعد از چند سال به...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط