کفتار نگاه مضحکی به گرگ کرد و گفت:....!

کفتار نگاه مضحکی به گرگ کرد و گفت:....!

آهویت را ربودم،آیا باز هم میگویی گرگها برترند؟

تواگرعرضه داشتی آهویت را حفظ میکردی!!!!

گرگ،لبخندی زدو گفت:...!!

آهویی که با کفتارها بنشیند...!

داشتنش برای من و خاندان گرگ ها ننگ است...
دیدگاه ها (۱)

ــرگ عــــــاشق شــــــده بــــــود... «عـــاشـــق طـــعمه ا...

ﺣﺎﻟﻢ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ...

مراقب باش؛ دستت را گــــــــــــاز میگیرند، مثل سگ میمانند، ...

درمن گرگی خسته و وحشی است.....!!.!!!!!خسته از تمام دنیا........

وقتی مریض بودی ولی …

بهار بدون تو

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت چهارم: سایه‌های سرد در آکادم...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁰(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁷(نایون+...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

𝑝𝑎𝑟𝑡 𝑡𝑤𝑜:*انزو میتونست ترس رو توی انعکاس اشکای ا/ت ببینه، قب...

I said that you only can go there with me...🙃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط