زندان

#زندان

منم ان زندانبان
که باز گذاشت دربها را
شاید
فرار کند خیال تو
از این زندان

#امیرعلی_قربانی
#سپکو
#شعر_سپید
# چکامه_های_باران
دیدگاه ها (۲۵)

‌ ‌صبح امروز کسی گفت به من :تو چقدر تنهاییگفتمش در پاسخ :تو ...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

جدایی زهر خود را اندک اندک می کند ظاهرکه گردد تلخ در مینا،گل...

#حافظپیرانه سرم عشٖق جوانی به سر افتادوان راز که در دل بنه...

P4

عشق مافیایی

🎀در مبادله با او🎀🍬Part34🍬یونگی کنار یه کافه ی صبحانه ایستاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط