عاشقی

عاشقی
شوخیِ سنگینے بود
ڪه این روزگار‌ با من ڪرد
ارمغانش،
موهای سفــید،
روزهاے سیــاه،
و سالهایــے ڪه عاشــقي ڪردم
بے آنڪہ
معشوقے داشتہ باشم
باید یڪ نفر
یڪ ڪَوشہ از این دنیا باشد
تا برایش دیوانه شد
بیقرار شد
و برایش شعر نوشت
تنها کہ باشی
با دنیا با زندڪَی
با واژه‌ها هم غریبہ‌اے ..
‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

عــاشــقــی شــوخــیــِ ســنــگــیــنــے بــود ڪه ایــن روزگ...

عاشقی شوخیِ سنگینے بود ڪه این روزگار‌ با من ڪرد ارمغانش، موه...

باید یک نفر یک گوشه از این دنیا باشدتا برایش دیوانه شدبی قرا...

باید یک نفر یک گوشه از این دنیا باشدتا برایش دیوانه شدبی قرا...

باید یک نفر یک گوشه از این دنیا باشدتا برایش دیوانه شدبی قرا...

باید یک نفر یک گوشه از این دنیا باشدتا برایش دیوانه شدبی قرا...

باید یک نفر یک گوشه از این دنیا باشدتا برایش دیوانه شدبی قرا...

کاش در تنــــــدیس آدم دل نبــــــــــــودایــن همــــه غـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط