عاشقانه های شبنم

ڪاش در تندیس آدم دل نبود
این همه غم داخلش منزل نبود
ڪاش جاے هر غمے آغوش بود
عاشقان را جرعه اے دمنوش بود
ڪاش مے شد قلبها را لمس ڪرد
لحظه هاے عاشقے را حبس ڪرد
ڪاش مے شد عشق را از سر نوشت
هر ڪسے تقدیر خود را مے نوشت
ڪاش مے شد واژه ها را مست ڪرد
در ڪتاب زندگانے دست ڪرد
ڪاشڪے لیلے به مجنون مے رسید
صبح خوشبختے آنها مے دمید
ڪاش جنس قلب ما از شیشه بود
جاے احساسات هم اندیشه بود
ڪاش مے شد گفت دل از سنگ نیست
در خیال عاشقان   نیرنگ   نیست
ڪاش مے شد عڪس دل را قاب ڪرد
لحظه هاے بے ڪسے را خواب ڪرد
ڪاش دنیا مهربان و ساده بود
شعر خوشبختے ما را مے سرود
ڪاش مے شد عشق را ارزان فروخت
وصله هاے هر دلے با دست دوخت
ڪاش مے شد گفت این دل تنگ نیست
ساز دل هر روز بد آهنگ  نیست
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در،ایران زاده شدیم،خاکش بحساب،سرنوشت به دست خدا،نامی در وجود...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط