پرسیدی از آن عشق قدیمی خبری نیست؟!

پرسیدی از آن عشق قدیمی خبری نیست؟!
سربسته بگویم که مرا برده ز خاطر!
#طاهره_اباذری_هریس
دیدگاه ها (۱)

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

مَـرا تا جـان بُــوَد جـانان تُـو باشی زِ جـان خوش تَـر چِه ...

گذشت روز و شب و ماه و سال از پی هم مرا ولی ز وصالت سرگذشتن ن...

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

ـ مرا نگرانی ز هیچکس و هیچ‌چیز نیستچرا که اُمیدم بعد از خدا ...

عاشقانه

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط