حال مرا

حال مرا
نپرس که هنجار ها مرا
مجبور می کنند
بگویم که بهترم

دفترِ شعر مرا، واژه ی "ما" ریخت به هم

حالِ تنهایم از این،حال و هوا ریخت به هم
دیدگاه ها (۹)

هر وقت دلم میگرفتدرد و دلاموبه یڪی میگفتمحالا دلماز همون یه ...

فداے اونے ڪ اگر تو همہ دنیا واسش جا نباشه تو قلب مڹ... اندا...

خودت باش...خود واقعی ات...ساده و معمولی...بگذار اگر قرار است...

واسه اونی که دوستش داری وقت بذار...نذار به نبودنت عادت کنهنذ...

مردم چه می‌کنند که لبخند می‌زنند؟غم را نمی‌شود که به رویم نی...

زخم فراموشی

پروانەها وقتی هوا بارونی و طوفانی میشهمعمولن جایی پناه می گی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط