خوآب‌هآیم بوُیِ تَنِ توُ رآ می‌دَهد

خوآب‌هآیم بوُیِ تَنِ توُ رآ می‌دَهد
نَکُنَد آن دوُر‌تَر‌هآ
نیمِه شَب
دَر آغوُشَم مٰیٰگیرٰی
-فدریکو گارسیالورکا
دیدگاه ها (۱)

بیا و در آغوشم بگیر،که بی‌تو،جویباری‌ام تنها،که به دریا دل ن...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

عاشقانه های شبنم

گر آن روز که غریبه بودیم اگر دستت را روی دستم گذاشتی بوی تنم...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

مرزی فراتر از یکـ درد ، در تمامـ من درد می‌کندخوابـ هایمـ در...

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری...

به او که دور است بگویید :در اندیشه ی تودر هوایی بغض آلودیادت...

شب به‌خیر  رفیق...آرزو می‌کنم امشب،دلت آروم باشه مثل یه دریا...

بازآمدم از چشمه ی خواب ،کوزه ی تر در دستم مرغانی می خواندند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط