باکـه خواهی باز کرد این در که بر من بستـه ای

باکـه خواهی باز کرد این در که بر من بستـه ای

بر که خواهی بست دل را ، چون ز من برداشتی



تـو همـان بـودی که می پنداشتم ، می خواستم

گـرچـه شـاید مـن نـبـودم آن که می پنداشتی




#استاد_حسین_منزوی




.
دیدگاه ها (۵)

منت نمیکشیم که درمانمان کنند؛وقتی که هست مشهد اربابمان رضا! ...

من باخیالت زنده ام تو بیخیالم رفته ایماهی اگر دریا نشد با تن...

تو آن خیال راحتی که صبح جمعه دارمتنفس بده هوای من،بهار شو بب...

هرآنکس عاشق است ازجان نترسدیقین از بند و از زندان نترسد دل ع...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

ز آن سوزد آری ز هر سو وطن منشاهزاده ای در میدان این استگفته ...

عهد خونین و گل رزpart: 4 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط