گرچہ تمامہ بودنم، گمشدہ در نبودنت

گرچہ تمامہ بودنم، گمشدہ در نبودنت
غرق محال‌‌‌مےشوم خام دوبارہ بودنت

چهرہ‌ے زیباے تورا نقش خیال میکنم
باز بہ‌خواب‌‌خویشتن‌رسم‌‌محال میکنم

حسرت دیدار تو را آهہ دوبارہ میکشم
درشب بے‌ستارہ‌‌ام' تورا ستارہ میکشم

کاش دوبارہ‌بنگری ‌بردل ‌زارو خسته ام
خسته‌که‌نه زعشق‌‌توخردشدم'شکسته‌ام

روز میان خواب‌من باز غروب می شود
اگر بیایی از سفر آہ' چه خوب می شود

مثل همیشه‌ میروی باز تو از خیال من
باز تمام می شود ,,,, آرزو ی محال من

نقش‌تو پاک‌میشود باز زخواب می پرم حسرت‌‌دیدار تورا به‌کنج سینه می ‌برم
#فـــــــــــــــــــؤاد.۱۳۹۶/۱۰/۱6
لینک.جدید.کانال.عاشقانه.من.در.تلگرام
https://t.me/moonlightyy/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۱)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

چند پارتی

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط