"پر پروانه"

"پر پروانه"
همه پیش خود چنین پنداشتند
پر پروانه به این علت سوخت
تا فقط یک لحظه شمع نگاهش بکند
شمع پیش خودچنین میپنداشت
پر پروانه گر سوخت جهنم ما را !
هیچکس فکر نکرد
پر پروانه به این دلیل سوخت
چون که از شمع شنید ، که برو پروانه
دور من چرخیدن تا ابد نیست چنین
میشوم ذوب و زمین خواهم ریخت
اشک ز چشمان پروانه بریخت
پیش خود اندیشید
که اگر این برود من هیچم
خواست تا شمع به اغوش بگیرد، اما
پر پروانه سوخت…!!!
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

007-پنهان در مه - پارت ۸۶

My Vampire Mate Season 2 part : 85

Theft on the Wedding Contract NightPART:THreeیونگی بالای سرِ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

P : 29

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط