بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد
باورت هست که این عشق تو را کم دارد

طرح چشمان تو یک معحزه دارد زیرا
بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد

تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما
شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد

بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است
گوییا از غم تو شور محرم دارد

عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است
این خرابی مرا زلزله ی بم دارد

من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم
که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد

بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من
بغلم کن دلم بی تو بسی غم دارد
دیدگاه ها (۳)

چشم هایم را عوض کردم ،نگاهم را...نشدباز هم دیروزها رد شد ولی...

عاشقانه ات میمانم... نفـــسم ... ایـٰن منم که ﮔــﺎهــیﻓقــــ...

آغوشی باشو مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کنبدون آنکه حر...

لب ب لب آمده ای بوسه ب لب آمده ایروی ریل لب من نیمه ی شب آمد...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط