امشب ساعت 6رفتم خونه همین که وارداتاق شدم بابام یهوباجفت

امشب ساعت 6رفتم خونه همین که وارداتاق شدم بابام یهوباجفت پا امد توشکمم ازهوش رفتم هوش که امدم میگم چرا ؟!؟!؟!؟!؟!












میگه الکی مثلا شب دیرامدی خونه
چقدر بدبختیم به قران این الکی چی بود مد شد@_@
دیدگاه ها (۱)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

رمان دخت من

رمان: قلب در تاریکی

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط