گذشتم از تو

گذشتم از تو
و تنها از من
خاطره ای خواهد ماند
در ناخودآگاهِ سال هایِ
بی مهری ات

چمدان در دست
دور می شوم از تو
دور
دور
دور......

به اینجای شعر که رسیدید
آهسته قدم بردارید
شاعر
ساعت ها پشت این واژه
گریسته است


#سارا_قبادی
دیدگاه ها (۱)

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

«ساعت ۳:۱۷»درِ شماره ۷ کاملاً باز شد.ات خشکش زده بود.پشت در....

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁶﴿ویو ات﴾چند لحظه همان‌جا خشکم زده بود.ب...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲6صبح روز بعد، ساعت ۸:۱۵.تهیونگ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط