من در آن وقت که باد زلف تو را میآشفت

من در آن وقت که باد زلف تو را می‌آشفت
نفسم رفت و دلم رفت و فقط روحم ماند...
دیدگاه ها (۱)

نه من مقصدی داشتمو نه راهی برای رفتنهمۀ این‏ ها بهانه بود......

نه!هرگز شب را باور نکردمچرا کهدر فراسوهایِ دهلیزشبه امیدِ در...

یارم می رود مرا تنها می ماندابروی کج اش به ماه نو می ماندیک ...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط