بَر سَرِ تُربَتِ مَن با مِی و مُطرِب بِنِشین

بَر سَرِ تُربَتِ مَن با مِی و مُطرِب بِنِشین
تا به بویَـت زِ لَحَد رَقص کُنـان بَرخیزَم

#حافظ
دیدگاه ها (۰)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

اول سلام بعدش سلام آخرش ام سلامچه باشی و چه نه کار دنیا بند،...

هرکس مارا ز سر کوهیه تو مانه می کندداد و صد هزارا واویلا از ...

ز اینجا می روم با ذوق و شادیکه نبینم من یار خود را با دیگریآ...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

☆دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرادل بده بر دل ز دل با دل س...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

آه ز از این پس با ساز هرکس می کنمرقص جنونکه از مستی رفته رفت...

باز از کرب و بلا نغمه لا می آیداین صلا دم به دم از کرببلا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط