نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم …

نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم …
پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد ؛
وقتی از تو خبری نیست قایق میخواهم چکار ؟
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است !
دیدگاه ها (۲)

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط