شب اخرلب دریاشب دلبریدن من شب پرپرشدن شب پرگشودن من یه سک

شب اخرلب دریاشب دلبریدن من شب پرپرشدن شب پرگشودن من یه سکوت غم گرفته دوتاچشم خیسوداغون یکیمون مسافر راه یکیمون زاروپریشون
دیدگاه ها (۱)

اینکه شب یه فرصتی انگار برای حس کردن زندگی ..برای ارامش...بر...

پارت ۷: آخرین نفسیک شب، تهیونگ از درد تویِ تخت پیچید. سردردش...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

دیگه حالِ عاشقی ندارم...نه اینکه دلم سنگ شده باشه،فقط اون‌قد...

عسلچه‌ها، می‌خواستم بخوابم، خسته‌م ولی خوابم نمیبره، چای دم ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

بعضی غم‌هاراهی به کلمه ندارند.نه می‌شود برایشان شعری نوشت،نه...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط