نه !

نه !

نباید تو را به انزوای اتاق

به رنج شعر

به فصل سرد سینه ام بخوانم ...

تو یک بار برای همیشه

به مهره سیاه نگاهت

تمام مهره های حواس من را بردی ...

نه !

تو را نباید بخوانم

نباید ...

تو هرگز به آغوش من بازنمی گردی ...


#سیدمحمد_مرکبیان
دیدگاه ها (۲)

من اختیار نکردم پس از تویار دگر ...به غیر گریهکه آن همبه اخت...

شبتون آروم ❤

باور کن ...

احساس خفگی می کنمباز هم نفسم بالا نمی آیدعصر چهارشنبه است .....

جوونه میگفت : وقتی فصل نوکری تموم میشه ، حوصله‌ی هیچ‌کسی رو ...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم ان...

از آستانِ خیالت نمی‌روم جایی،تو لحظه لحظه کنارم، همیشه اینجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط