جوونه میگفت :

جوونه میگفت :
وقتی فصل نوکری تموم میشه ، حوصله‌ی هیچ‌کسی رو ندارم
دوباره سرم درد میکنه برای
سینه زنی ، برای کربلا رفتن و
با امام حسین علیه السلام حرف زدن...
بهش گفتم : همیشه یادت باشه
ما چیزی به نام فصل نوکری نداریم.
زگهواره تا گور نوکریم🥲🙂
آقای اباعبدالله
مرا به سردی آغوش دیگران مسپار!
برای گریه‌ی من سر پناه یعنی تو...🥹🤍

امام‌حسینم💕
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

مرد بی رحم

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۴" در آغوش رویای آبی ات " ...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

پوستر جدیددددددددد

پارت ۶

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط