تند رفت کودکی‌هایِ من

تند رفت کودکی‌هایِ من
با آن دوچرخه‌ی قراضه‌اش
که همیشه‌ی خدا پنچر بود...
می‌خواهم برگردم به کودکی‌هایم به زمانی که؛
تنها چیزی که می‌شکست اسباب بازی‌هایم بود
تنها دردِ زندگی‌ام از زانوهای زخمی‌ام بود
تنها غم زندگی‌ام شکستن نوک مدادم بود
بچه بودیم دل درد‌ها را به ناله می‌گفتیم، همه می‌فهمیدند..‌.

بزرگ شده‌ایم درد دل را به صد زبان به هر کسی که گوییم هیچکس نمی‌فهمد...
.


#جذاب
دیدگاه ها (۴)

تند رفت کودکی‌هایِ منبا آن دوچرخه‌ی قراضه‌اشکه همیشه‌ی خدا پ...

..❤دلم میخواهد هیچ وقت خانه ات را بی تو نبینمبی تو نخندمو بی...

#خاص

دیروز به مادرم زنگ زدم. بعد از مرگش، تلفن ثابت خانه اش را جم...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_هشتمویو تهیونگ*وقتی به اون محل رسی...

the relic of the past part1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط