•| #کپشن_ناب✍🏻🌻 |•

•| #کپشن_ناب✍🏻🌻 |•
‌
‌روزهای تیره و تار زیادی گذشته است،
با خودم کلنجار زیاد رفتم،
تا برایت امیدوارانه تر بنویسم...
بنویسم که حتی اگر زمین بلرزد،
زمان بهم بریزد،
مرگ و میر زیاد شود،
سیل شهر را با خود ببرد،
مدت قرنطینه هایمان طولانی تر شود،
من باز هم امید دارم...
امید به دیدارت...
برای دوباره دیدنت صبر میکنم،
برای در آغوش گرفتنت،
تمامِ دنیا را زیر پا میگذارم،
و برای بوسیدنت،
هر طور شده،زنده خواهم ماند...
عزیزِ دورِ من؛
صبور باش و مراقبِ جهانِ کوچکِ من .
جهانِ کوچکی که اکنون خیلی از آدمهای دنیا،
پا به پای من به دنبالش میگردند...
جهانِ کوچکی که از خودَش بیشتر دوستش دارم.
این روزها حالِ دلِ هیچکس خوب‌ نیست،
آغوش هایمان ماه هاست که خالی مانده و
عزیزانمان را نبوسیده ایم...
این روزها،
دیوارِ اتاق هایمان پر شده از چوبْ خط،
برای رهایی،
برای شروعی نو ،
برای دوست داشتنی متفاوت،
برای قدر دانستنِ تمامِ چیزهایی که بی تفاوت از کنارشان گذشتیم...
جهانِ کوچک من؛

این روزها که بگذرند و نورِ امید طلوع کند،
هر طور شده به جست و جویت می آیم،
که مجال زندگی کم است...
دستانت را محکم تر میفشارم،
و هرروز بیشتر از روز قبل،
عاشقانه تر دوستت خواهم داشت ...

|👤|علی قاضی نظام
‌
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

امروز روزی است که دنیا یکی از زیباترین روح‌هایش را به دست آو...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

The Joke That Broke Us

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

پروانه جان

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط