پارت 35
پارت 35
به زبون تیام .....................................................
فکم منقبض شده حالم اصلا خوب نیس سلنا اینهمه مدت منو بازی داده دوسم نداشته ..خسته شدم چرا هرکی میاد تو زندگیم منو بازی میده از خودم بدم میاد ...
زینگ زینگگگ
من : الو
پانیذ : سلام خوبی ؟
من : تو چطور جرعت میکنی ! به من زنگ میزنی عوضی هرزه اون بچه بی پدر مادرو میخوای بندازی گردن من اشغال زندگییه منو خراب میکنی گور به گور شده ..به ولله اگه اون بچه بی گناه تو شیکمت نبود میکشتمت محوت میکردم نمیزاشتم یه اب خوش از گلوت پایین بره ..
پانیذ : بسه دیگه خودت که جواب ازمایشو دیدی چرا انکار میکنی ..! اون بچه توئه بفهم ..
من : ببند دهنتو بلوف میزنی
پانیذ : درسته یادت نمیاد چون مست بودی .. ،اسکول ...هه .. اون شبی که منو تو ازدواج کردیم تو چون راضی نبودی ..هه.. حالت بد بود اینقد خوردی که نمیدونستی من کیم اون شب چاه خودتو کندی گلم .
من : دروغ میگی زنیکه همش بلوفه من یادم نمیااااد
پانیذ : من بهت خیانت نکردم .. تو کردی تو دوسم نداشتی این خودش یه نوع خیانته من با چه ذوقی باهات ازدواج کردم فک کردم دوسم داری اما نداشتی خیلی ناراحت شده بودم واسه اینکه مطمئن شم واقعا دوسم داری یا نه با اون این نقشه رو کشیدم دوست دوران دانشگاهم بود هیچ رابطه ای باهاش نداشتم اون موقع دیگه مطمئن شدم واقعا دوسم نداری اما الان یه بچه داری که بخاطرش باید برگردی فردا صبح عقد میکنیم بابای
اهههه شتتتت ازت بدممم میاد
به زبون سلنا ..........................................................
هوووف امروز مطمئن شدم بچه واقعا از تیامه عقدم کردن بخاطر بچه دارم سعی میکنم تیامو فراموش کنم و ازش دور باشم هرچند سخته اما باید اینکارو بکنم ................
به زبون تیام .....................................................
فکم منقبض شده حالم اصلا خوب نیس سلنا اینهمه مدت منو بازی داده دوسم نداشته ..خسته شدم چرا هرکی میاد تو زندگیم منو بازی میده از خودم بدم میاد ...
زینگ زینگگگ
من : الو
پانیذ : سلام خوبی ؟
من : تو چطور جرعت میکنی ! به من زنگ میزنی عوضی هرزه اون بچه بی پدر مادرو میخوای بندازی گردن من اشغال زندگییه منو خراب میکنی گور به گور شده ..به ولله اگه اون بچه بی گناه تو شیکمت نبود میکشتمت محوت میکردم نمیزاشتم یه اب خوش از گلوت پایین بره ..
پانیذ : بسه دیگه خودت که جواب ازمایشو دیدی چرا انکار میکنی ..! اون بچه توئه بفهم ..
من : ببند دهنتو بلوف میزنی
پانیذ : درسته یادت نمیاد چون مست بودی .. ،اسکول ...هه .. اون شبی که منو تو ازدواج کردیم تو چون راضی نبودی ..هه.. حالت بد بود اینقد خوردی که نمیدونستی من کیم اون شب چاه خودتو کندی گلم .
من : دروغ میگی زنیکه همش بلوفه من یادم نمیااااد
پانیذ : من بهت خیانت نکردم .. تو کردی تو دوسم نداشتی این خودش یه نوع خیانته من با چه ذوقی باهات ازدواج کردم فک کردم دوسم داری اما نداشتی خیلی ناراحت شده بودم واسه اینکه مطمئن شم واقعا دوسم داری یا نه با اون این نقشه رو کشیدم دوست دوران دانشگاهم بود هیچ رابطه ای باهاش نداشتم اون موقع دیگه مطمئن شدم واقعا دوسم نداری اما الان یه بچه داری که بخاطرش باید برگردی فردا صبح عقد میکنیم بابای
اهههه شتتتت ازت بدممم میاد
به زبون سلنا ..........................................................
هوووف امروز مطمئن شدم بچه واقعا از تیامه عقدم کردن بخاطر بچه دارم سعی میکنم تیامو فراموش کنم و ازش دور باشم هرچند سخته اما باید اینکارو بکنم ................
- ۱۴.۳k
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط