ساعت چهار صبح؛ وقتی خسته و کلافه ای، توی مرز بین خواب و ب

ساعت چهار صبح؛ وقتی خسته و کلافه ای، توی مرز بین خواب و بیداری، منو یادت بیار. عصر موقع غروب، وقتی همه تنهات گذاشتن و دلت گرفت، منو یادت بیار. وقتی خواستی یهویی فرار کنی غیب شی، کسی باهات نیومد، منو یادت بیار. وقتی بارون می زنه، کسی پایت نیست بدون چتر باهات راه بیاد، منو یادت بیار. آخرای شب، وقتی اضطراب اومد سراغت و بدنت داشت می لرزید، منو یادت بیار. موقعی که نا امیدت کردن، کم آوردی، کسی نبود، گریه داشتی، بغل می خواستی، کمک می خواستی، منو یادت بیار. باشه؟
#تکس
دیدگاه ها (۱۴)

چند پارتی (درخواستی)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که م...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

ساعت چهار صبح؛ وقتی خسته و کلافه ای، توی مرز بین خواب و بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط