کاش یک کم بیشتر حواسم به دور و بری هایم باشد!

کاش یک کم بیشتر حواسم به دور و بری هایم باشد!

شاید یکی دلش تنگ باشد...
شاید یکی درد داشته باشد...

شاید یک بنده خدایی باشد که می خواهد غصه هایش را یادش برود و"من" نمی گذارم!!! بی آنکه بدانم...
اصلا توی مخیله ام،هم نمی گنجد، که این عکس های عشقولانه ی دوتایی که می گیریم و زیرش هی قربان صدقه ی" فلانی جانم "می روم...
شاید دل یک نفر را به درد بیاورد...
یک نفر بیچاره ای که از قضا "فلانی جان من " هم نام عشق از دست رفته اش است و این جمله کذایی : "مرسی که هستی" من، او را یاد قول همیشه ماندن کسی می اندازد که امروز گذاشته و رفته...
اصلا حواسم هست؟؟؟
منی که عکس های گشت و گذار آخر هفته ام با " عشق جان" را تند و تند آپلود می کنم! به این فکر می کنم که لوکیشن "پل طبیعت" این عکس های خیلی شاد و ما خیلی خوشبختیم!!! می تواند چه بلایی سر یک نفر بیاورد؟؟؟
محال است بتوانم تصور کنم که شاید یکی از دوستهای مجازیم عکسهایم را با بغض لایک کند...
چرا؟
چون این " لوکیشن" لعنتی او را پرت می کند وسط یک عالمه "خنده ی عاشقانه ی دونفره"
که امروز فقط اشکهای یک نفره اش مانده ...
من اصلا حواسم نیست به اینکه شاید طفلکی وقتی برایم کامنت"همیشه به شادی دوستم "را با کلی استیکر قلب رنگی رنگی و بوسه می گذاشته، چقدر لبهایش را به هم فشرده که گریه نکند...

من متاسفم که حواسم نیست...
دیدگاه ها (۶)

از نظر من زندگی فقط به درس نیس شاید خیلیا مخالف باشن ولی واق...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

استی: نو-نو، خوب ریکاوری کردی؟؟🐰: ریکاوری سریع؛ من قدرت بازس...

پارت ۱

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۲صدای ضبط‌شده دوباره در اتاق پیچ...

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط