وقتی رسیدیم به لبه استخر کمرمو ول کرد و اومد کنارم نشست.ا

وقتی رسیدیم به لبه استخر کمرمو ول کرد و اومد کنارم نشست.اون کوک بود.کوک:خوبی؟چرا مراقب نیستی؟ ات:بله ممنون ببخشید حواسم نبود کوک:اشکال نداره حالا بلند شو برو لباستو عوض کن سرما میخوری ات:ببخشید ولی من اینجا لباسی ندارم کوک:بیا بریم من بهت میدم بغلم کرد تعجب کرده بودم رفتیم تو اتاقش یکی از لباسای خودش رو بهم داد.رفتم پوشیدمش خیلی بزرگ بود تا زانو میومد پس شلواری نپوشیدم‌.وقتی رفتم بیرون شروع کرد یه انالیز کردنم کوک:دختر چقد بزرگه(خنده)
به خدا من اینقدرم بزرگ نیستم خودمم خندم گرفته بود.
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

bts

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

الماس زیبای من  part²                                      ...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط