عاشق نیستم ،

عاشق نیستم ،


شاعرم . . . .


فقط نمی دانم چرا وقتِ نوشتن از تو ,


بال درمی آورم . . . . !



کمی رحم کن لامسَّب . . . . !


این طور که راه می روی به ناز ،


شهر بی چاره می شود . . . . !
دیدگاه ها (۷)

دلنوشته هایم ،سوء هاضمه گرفته اند . . .لاغر شده اند ، نای گف...

می دانم روز مرگم غمگین خواهی بود...نه برای من!من که مدت هاست...

آمبولانس پشت دربیهوده جیغ می کشد . . . .من ,خون تمام کرده ام...

کبریـتهـای سـوختـه هـم ،روزی درخت های شادابی بوده اند . . .م...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

یگان وقت دور و پیش ام می کنییارچطور سیل و تماشا ام می کنی یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط