اگر آرام شد حالت میان شعر پر دردم
اگر آرام شد حالت میان شعر پر دردم
بدان من بین اشعارم همیشه گریه میکردم
بدان هر مصرعش را من به خون دل وضو دادم
و هر شب با خودم گفتم چرا من دل به او دادم
اگر در بین اشعارم ، دلت لرزید و نالیدی
ویا نام و نشانی از من آزرده پرسیدی
بدان من عاشقی بودم که در اشعار خود گم شد
دو خط از درد خود را گفت اسیر حرف مردم شد
اگر شعر مرا خواندی و حالت مثل حالم شد
بدان این شاعر غمگین ، فقط رسوای عالم شد
من از درد دلم گفتم ، تو هم میخوانی و میری
به حرفم میرسی آخر... شبی در آخر پیری
اگر شعر مرا خواندی و دردم را نفهمیدی
دلیل هق هقم در شعر سردم را نفهمیدی
شبی میفهمی آخر سر ، که بغضت را بغل کردی
شبی که بی قلم حتی ، نبودش را غزل کردی
دعایی کن به حال من شبی که خیس از دردی
اگر در بین اشعارم ، تو هم شب گریه ای کردی
بدان من بین اشعارم همیشه گریه میکردم
بدان هر مصرعش را من به خون دل وضو دادم
و هر شب با خودم گفتم چرا من دل به او دادم
اگر در بین اشعارم ، دلت لرزید و نالیدی
ویا نام و نشانی از من آزرده پرسیدی
بدان من عاشقی بودم که در اشعار خود گم شد
دو خط از درد خود را گفت اسیر حرف مردم شد
اگر شعر مرا خواندی و حالت مثل حالم شد
بدان این شاعر غمگین ، فقط رسوای عالم شد
من از درد دلم گفتم ، تو هم میخوانی و میری
به حرفم میرسی آخر... شبی در آخر پیری
اگر شعر مرا خواندی و دردم را نفهمیدی
دلیل هق هقم در شعر سردم را نفهمیدی
شبی میفهمی آخر سر ، که بغضت را بغل کردی
شبی که بی قلم حتی ، نبودش را غزل کردی
دعایی کن به حال من شبی که خیس از دردی
اگر در بین اشعارم ، تو هم شب گریه ای کردی
- ۲.۸k
- ۰۷ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط