عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد
آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد
آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده‌ام عشق تو بیمارم کرد
آمدی خانه‌ی ویرانه گلستان کردی
بوسه‌ای از لب تو شهره‌ی بازارم کرد
آمدی دل ببری یا بخری فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو بیدارم کرد
تا تو را دیدم و دل را به تو دادم آن شب
مست بودم که به شب مهر تو دلدارم کرد
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط