️اگر شهر مالِ من بود،در هر خیابانش یک بغل فروشی تأسیس میک

️اگر شهر مالِ من بود،در هر خیابانش یک بغل فروشی تأسیس میکردم که اگر پاییز بود و نمِ باران و
یک دنیا برگِ زردِ ریخته از درخت و
یک دل که پر از دلتنگیست...
جایی باشد برای دقیقه ای در آغوش کشیده شدن و ثانیه ای آرامش و لحظه ای امنیت...
آری من اگر بودم،
به جای این همه درمانگاه و مریض خانه،
در هر خیابان فقط یک بغل فروشی میزدم و تمام...
دیدگاه ها (۱)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

پارت پنجاه‌وچهارم | ردپاجئون جونگ‌کوکجنگل کم‌کم ساکت شده بود...

رمان تهیونگ

.....پارت هجدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط