لره دکتر میشه

لره دکتر میشه

از اتاق عمل میاد بیرون...

پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟
لره میگه : پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...

پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...
لره میگه شوخی کردم بابات مرد
دیدگاه ها (۱)

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

I fell for my Doctor-part 1

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

در سایه ی گذشته🌑(درخواستی از یک گل زیبا🌸)# قسمت اول: «اولین ...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط