با تنی زخم خورده و غمگین دلم امیدوار یاری بود

با تنی زخم خورده و غمگین دلم امیدوار یاری بود
دست در دست خسته ام بگذار آنچه رخ داد بدبیاری بود
کاش درمدرسه یک نفر به جای حساب خوب میفهماند
عاشقی مفت هم نمی ارزد یا محبت سیاه کاری بود...
دیدگاه ها (۳)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

باز همبستری با غم اما این بار آرام وصبور گلويم مملو از بغضي ...

ببین عزیزم من همونیم که ارزش میزاشت واسه دوس داشتن توهه ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط