قلم به دست می برم تو را نشانه می کنم

قلم به دست می برم تو را نشانه می کنم
چه بی بهانه ماه من تو را بهانه می کنم

نوا شدی برای من چه دل فریب شد تنت
ببین چه عاشقانه من تو را ترانه می کنم

غزل غزل دویده ام به اعتماد بودنت
و خط به خط برای تو غزل جوانه می کنم

تویی تمام حادثه به عاشقی به گل قسم
به حرف حرف دفتری که جاودانه می کنم

نیاز من و ناز تو همیشه مبتلای توست
نکن از آتشم گریز اگر زبانه می کنم

خلوص من به قدمت تمام شاعرانه هاست
سفر به عمق حسّ تو کبوترانه می کنم

بیا فقط ببین که من نگاه عاشقانه را
برای گریه کردنت چگونه شانه می کنم
دیدگاه ها (۵)

"تکیه بر قایق تو تا ته طوفان رفتم"غرق عشقت شدم و بی سر و سام...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

با بوسه به لبهای تو پیوند قشنگ استاین رابطه ی گرم خوشایند قش...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

وقتی ساعت از دوازده شب میگذره سرت درد می‌کنه و خسته ای اما ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط