عاشقانه های پاک

عاشقانه های پاک


من روزگار غربتم را دوست دارم
این حس و حال و حالتم را دوست دارم

یک عکس کوچک توی جیبِ کیفِ پولم
تنها ترین هم صحبتم را دوست دارم

بر عکس آدم های دل بسته به دنیا
هر تیک و تاکِ ساعتم را دوست دارم

امشب دوباره خاطرت مهمان من بود
مهمانی بی دعوتم را دوست دارم

هر چند باعث می شود هر شب ببارم
اما دل کم طاقتم را دوست دارم

عادت شده این گریه های بی تو ، هرچند
می خندی امّا عادتم را دوست دارم

#سید_تقی_سیدی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های پاکمن روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حا...

عاشقانه های پاکاین کلام کوتاه اما پر از یه دنیا حرف اینامام ...

عاشقانه های پاکقول دادی برویم ماه عسل کرببلابدهت پدرت اذن شه...

عاشقانه های پاکیادش بخیر...اون قدیم ندیما...معلممون موقع امت...

بی‌تاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این استبا خونِ جگر ساخته‌ام؛ ق...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

“Love’s light in vengeance’s dark.”⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...Introdu...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط