◣دانشـجویـی به اسـتادش گفـت:

◣دانشـجویـی به اسـتادش گفـت:

استـاد اگـــــر شـما خـدا را بـه مـن نشـان بدهـید عـبادتش می کنـم...

و تــا وقتـی خـــــدا را نبینـم آن را عـبادت نمـی کـنم...

استـاد بــه انتـهای کلاس رفـت و بـه آن دانشـجو گـفت :

آیا مـرا می بـینی؟

دانشـجو پاسـخ داد : نه اسـتاد ! وقتـی پشـت مـن به شمـا باشـد

مسلـما شمـا را نمـی بینم.

اسـتاد کنـار او رفـت و نـگاهی به او کـرد و گـفت :

✔تـا وقـتی بـه خـدا پشـت کـرده باشـی او را نخـواهی دیـد !
دیدگاه ها (۵)

وقتی می‌خندی،من به خودِ خنده‌ات نگاه نمی‌کنم؛به کسی نگاه می‌...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

رها🍂 یک بار فرصت زندگی داشتمنه برای رویاهایم، نه برای شادی ه...

دلیل عبادت💢خدا را از عبادت ما چه سودی می رسد؟✴️روزی جوانی نز...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

🔴 مقررات تعداد واحدهای انتخابی در هر ترم (کاردانی و کارشناسی...

پارت ۲۳ 🖤وقتی به دانشگاه رسیدیم، جیمین گفت همه جدا بشیم تا ک...

کپشن مهمه!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط