یه پاییز زرد وزمستون سردو

یه پاییز زرد وزمستون سردو
یه زندونه تنگو ویه زخم قشنگو
غم جمعه عصروغریبیو حصرو
یه دنیا سوالو توسینم گذاشتی
جهانی دروغو یه دنیا غروبو
یه درد عمیقو به تیزیه تیغو
یه قلب مریضو یه اه غلیضو
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من ،تو بی من کجایی
یه دنیا غریبم کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی خدایی نکرده
ببین خوابه چشمات با چشمام چی کرده
همه جارو گشتم کجایی عزیزم
بیا تارگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن منو زیرو رو کن
بیا زخمام یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من،توبی من کجایی
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پرنسس کوچولوی دروغگو p1

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط