انگار از سالهای قحطی عشق
انگار از سالهای قحطی عشق
به صبح رسیدم!
خوابت را چنان محکم در آغوش گرفتم،
که حتی سیلیِ داغ خورشید
بَر گونه هایم بوسه میزند...
به صبح رسیدم!
خوابت را چنان محکم در آغوش گرفتم،
که حتی سیلیِ داغ خورشید
بَر گونه هایم بوسه میزند...
- ۵۷۱
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط